بزور خودمو راضی کردم تا به یک بهونه حالتو بپرسم و واقعا حالت خیلی بد بود اونقدی که دلم ریش شد و زنگ زدم ولی جواب ندادی. که صدامو نشنوی. طوری نی من که دلم شکست اینم روش.
الانم باز یسری خواب دیدم امیدوارم حالت خوب باشه و کسی باشه مواظبت باشه تو مملکت غریب!
دیگه این سری نیومدم سراغت ولی دلم پر میزنه که حالتو ازت بپرسم و تو واقعا خوب باشی
همین
برچسب:
نویسنده: پرهام حبیبی