آشپزی با کمترین وسیله
-
تاریخ: 1404/9/10 ساعت: 8:46
بی تو من در همه ی شهر غریبم برای چند وعده اش داشتم بادمجون و چنتا سبزیجات دیگه سرخ می کردم که ظهر ها تو شرکت بخوره. دیروقت بود و میخاست بره و یک گاز دو تا شعله ی خراب و ماهیتابه ی خرابتر از اون.تو اتاق خوابیده بود که قبل رانندگی کمی استراحت کنه.و من داشتم اونور با اون گاز و ماهیتابه کلنجار میرفتم که...
و تو
-
تاریخ: 1404/9/10 ساعت: 8:46
بی تو من در همه ی شهر غریبم و تو باز هم هوس آدم کرده ایی ؟رفتنش برایت کم ملالت آور بود که منتظر آمدنی ؟ درد را با درد درمان نکن نوشته شده در یکشنبه هفتم اردیبهشت ۱۳۹۹ ساعت 23:59 توسط الهام| درباره مـــن درباره وبلاگبی تو من در همه شهر غریبم...... منو اصلی ابزار
آسان ترین کار
-
تاریخ: 1404/9/10 ساعت: 8:46
بی تو من در همه ی شهر غریبم کار خیلی آسانی است که انسان وارد زندگی کسی بشود، آنرا بهم بریزد و با یک بال زدن پرواز کند. ژان پل سارتر نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم اردیبهشت ۱۳۹۹ ساعت 5:41 توسط الهام| درباره مـــن درباره وبلاگبی تو من در همه شهر غریبم...... منو اصلی ابزار
خاطرات خوب
-
تاریخ: 1404/9/10 ساعت: 8:46
بی تو من در همه ی شهر غریبم اگر خاطره ی خوبی برای خودت یا برای کسی تو یک مکانی ایجاد کردی. هرگز تو همون مکان خرابش نکن. کنار رودخونه اولین باری بود که بهم حرفشو زد، براش نقطه ی شروع بود اون مکان. اگرچه برای من نه ولی حداقلش برای اون بود. وقتی میخاست باهام کات کنه بردم همونجا. و بهم گفت که برم . برم ...
بزرگترین اشتباه
-
تاریخ: 1404/9/10 ساعت: 8:46
بی تو من در همه ی شهر غریبم بزرگترین اشتباه، باور کسی است که تو را باور ندارد. نه تنها موجب پیشرفت تو نمی شود. بلکه تمام سرمایه ی تورا صرف اثبات خودت به او می کنی. نوشته شده در سه شنبه سیزدهم خرداد ۱۳۹۹ ساعت 1:17 توسط الهام| درباره مـــن درباره وبلاگبی تو من در همه شهر غریبم...... منو اصلی ابزار
14 و 15 خرداد . روزهای چشمانی که دروغی بزرگ را در خود پنهان کردند
-
تاریخ: 1399/7/26 ساعت: 2:26
14 و 15 خرداد 97 رو هیچ وقت یادم نمیره. و تو که در این تعطیلات پیشم آمده بودی نه بخاطر من بخاطر هم خونه اییهایی که به شهرستان خود رفته بودند و تنهایی ات رو با ساده ترین احمق دنیا تقسیم کردی.فرم های رف
شدی بدترین درد زندگیم
-
تاریخ: 1399/7/26 ساعت: 2:26
می دونی اگر هر بلایی سرم در بیاد، بدترین درد ا رو بکشم تو و کارات یادم میاداونا یادم میرهیروزی بدترین دردت رو پیدا می کنی نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم خرداد ۱۳۹۹ ساعت 1:1 توسط الهام| Let's block ads! (Why?)
با کدام قسمت بدنت با من سخن می گویی ؟
-
تاریخ: 1399/7/26 ساعت: 2:26
زمانی که خورشید در آسمان نورافشانی می کند، ماه دیده نمیشود. اینکه تو آنرا نمی بینی دلیل بر عدم وجود ماه نیست.عشق شیمیکال ! عشقیه که از ناحیه پایین تنه ی مردان شروع میشه و با گفتن جملاتی مانند : «
اگر از اول چشمامو باز کرده بودم تو این هچل نمی افتادم
-
تاریخ: 1399/2/2 ساعت: 17:48
"اگر از اول چشمامو باز کرده بودم تو این هچل نمی افتادم"این جمله ایی که مدام می گفت و امشب تازه فهمیدمشالبته باید مثه پازل میزاشتمش کنار اون جمله اش که گفت یادته اون پسره تو فروشگاه که رفته بودیم لباس بخریم متوجه تفاوت ما شده بود .
یروزی
-
تاریخ: 1399/2/2 ساعت: 17:48
یروزی پیش خدا وایمسیتم و تمام حرفایی که زدی تا قلبمو بسوزونی رو بهش میگم روبروی خودت
تو قهر بودی خودتم برگشتی
-
تاریخ: 1399/2/2 ساعت: 17:48
قهر کردم باهاشاز گفتن و بگو مگو خسته شده بودمگفتم شاید این راه جواب بدهاونم که اصلا انگار ن انگاربقول خودش بهتر . نباشم وقت بیشتری داره واسه کاراش ( تا این اندازه فوران میکرد نمیدونم اسمشو چی بزارم )خواهرم زنگ زد میخاست آنتنشو بهش بده که بده دوستش بفروشه ( خودش بهش گفته بود ) . گفت بریم پیشش و آنتنو...
بهترین حس های من
-
تاریخ: 1399/2/2 ساعت: 17:48
- بغل از آدم خاص نه همه، حتی برادر ( بیشتر از یک دیقه طول بکشه )- وقتی کسی بهم بگه چه بوی خوبی میدی ( ک اون همیشه میگفت موهات بو نمیده :)) )- وقتی اون اول مسیج میداد- وقتی به عکسای بچگیم نگاه کنم- وقت
like crazy - 2011 : زمان و فاصله می تونه قویترین حس های دنیا رو از بین ببره
-
تاریخ: 1399/2/2 ساعت: 17:48
Time and distance can kill the most strongest co ectionmovie: like crazy - 2011 Time is a killer میگه زمان و فاصله میتونه قویترین حس های دنیا رو از بین ببرهمیگم واسه من نه ولی واسه اون چرا یاد اونروز
خسته
-
تاریخ: 1399/2/2 ساعت: 17:48
بازم تب دارم این بار گلو درد خشک هم دارم . تبم از دیشب قطع نشدهحالا با این اوضاعم اینا ول کن نیستنمریم باز نشسته تعریف کرده بصورت کاملتر از قبل که من با یکی بودم . که قرار بوده بریم خارج. که حالا نبردتم. چقد خوشحالند که اینو تعریف می کنند ذوق می کنند این واسم اتفاق افتاده و هر بار روش می کنه که خوب ...
دعای بچگیام
-
تاریخ: 1399/2/2 ساعت: 17:48
همیشه همون بچگیام دعا میکردم خدا اگ کسی قسمتم نیست . تو سرنوشتم نیاد.خدا سمت هیچکی نرفتم از همون بچگیکسی هم اومد سمتم قبول نکردماما این ته نامردی بود خدا
دل نبند
-
تاریخ: 1399/2/2 ساعت: 17:48
هرگز به مردی دل نبند که به آرزوهاش نرسیدهکه وقتی رسید دیگه تو اندازه ی زندگی جدیدش نیستیدلشو میزنهو اینو برات فوروارد می کنه" با خاطراتت بمیربا آرزوهات زندگی کن"The wolf of wall street مردی که وقتی به
بماند که آشفتگی در جان و روح و روانم انداختی
-
تاریخ: 1399/2/2 ساعت: 17:48
کاش ناشناخته می ماندندآدم هایی که فکر می کردیم بهترین اند !آن هایی که روی معرفتشان حساب کرده بودیمکاش سر از کارشان در نمی آوردیمآن روی سکه شان را نمی دیدیمنقابشان را کنار نمی زدیمکاش تصوراتمان را ، اعتمادمان را ، آرامشمان را خراب نمی کردیمنرگس صرافیان
آبشار بیشه / About Time 2013
-
تاریخ: 1399/2/2 ساعت: 17:48
یه عصر خوب بهاری از خواب بیدار بشی و تو هوای نمدار بهاری که ملایم بارون میزنه، و هوا ابریه، صدای سوت پرستوها که تو آسمون اینور و اونور همو دنبال می کننو تو ک زیر پتویی و یکم سردت شده و گرمای پتو آرومت
ماه پشت ابر نمی مونه
-
تاریخ: 1398/12/21 ساعت: 9:10
امشب برادرم اینجا بود سوال اولی ک پرسید این بود می تونی احساسی نباشی و منطقی باشی ؟نمیدونه خیلی وقته احساسی دیگه ندارمکاری کرد باهام ک فقط تنها احساسم تلخیهبیخیالگفتم چی شده ؟ گفت امروز صبح یه خانمه ز
دیدن بهار شهرم
-
تاریخ: 1398/12/21 ساعت: 9:10
دو سال پیش رفتم رو حیاط قبل عید به خودم گفتم، من قراره بهار اینجا رو دیگه نبینم. ( آخه بهم قول داده بود می برتم کاندا ولی خب یهو فهمید که من بهش نمیام و اندازش نیستم )امسال باز دارم به بیرون حیاط نگاه