فیلم مورد علاقم Confessions of a Shopaholic 2009 و دختری که تو تغییرش دادی - تاریخ: 1398/12/21 ساعت: 9:10
فیلم مورد علاقم Confessions of a Shopaholic 2009 بود. حدود ده سال پیش. نمیدونم چرا این فیلمو خیلی دوس داشتم و فک می کردم یروزی ی مردی تو زندگی برام پیدا میشه که با اینکه یجاهایی گند میزنم ولی سعی می ک
چگونگی قرنطینه کردن خودم و مبارزه با ویروس کرونا یا COVID-19 - تاریخ: 1398/12/21 ساعت: 9:10
روز یکشنبه ( 4 اسفند ) بود که تب کرده بودم. و هیچ علامت دیگه ایی تو بدنم نبود ک علت تب رو بهش ربط بدم. و از اخبار و اتفاقات کرونا خب ترس برم داشت که شاید کرونا باشه. تب خفیفی بود که چند ساعتی طول نکشید ینی در واقع کدیین خوردم.روز دوشنبه، تب خفیف رو تمام روز داشتم و از اینکه کدیین بخورم ترسیدم. تب هم...
درمانگاه و وحشت از زامبی شدن از کرونا - تاریخ: 1398/12/21 ساعت: 9:10
دیروز حالم خیلی بد بود بخاطر پریودی. دیگه نزدیکای ظهر حالت بدی پیدا کرده بودم جوری که خواهرم بردم کلینیک.جای پارک نبود پس منو پیاده کرد تا خودش بیاد جا پارک پیدا کنه من رفتم داخل. وقتی رسیدم داخل اونق
هدیه ی باز نشده - تاریخ: 1398/12/21 ساعت: 9:10
سلام باباده سال پیش، از قبل برات برنامه ریزی کردم. با وسواس برات هدیه خریدم و موقع کادو گرفتنش فقط صورتتو تصور میکردم که چقدر خوشحال میشی وقتی هدیمو بگیری.افسوس قبل روز پدر تصادف کردی. هنوز کادو تو کم
روز مردی که بپات وایساد مبارک - تاریخ: 1398/12/21 ساعت: 9:10
وقتی مردی زنی رو حامله میکنه و میره دیگه بر نمی گرده، تو میشی فاحشه، بچت میشه حرومزاده، ولی هیچ اسمی برای مردی که میره و برنمی گرده وجود ندارهروز مردهایی که نرفتن مبارک
یسری حرفا از تو کله ام نمیره بیرون ک نمیره - تاریخ: 1398/12/21 ساعت: 9:10
- رابطه ی من و تو چیه ؟و نگاه لذت همراه با غرورش که احساس می کرد با این جمله چقدر منو کوبونده و کاملا دهنمو بسته . حرف داشتم بزنم ولی نزدم. میدونی چرا ؟ من که نمیخاستم مثه اون باشم. نمیخاستم احساس برن
درد و دل - تاریخ: 1398/12/21 ساعت: 9:10
با هر کسی نمیشه درد و دل کرد.میگند بعضی درد و دلا رو میشه فقط به خود شخص بگی تا ب خودش نگی آروم نمیشی.ی مدت قبلنا که باش بودم باهاش درد و دل میکردم اما اون به حساب دعوا و بحث میگرفت و شروع میکرد به بح
وقتایی ک احساس می کنی مال هیچ جایی نیستی - تاریخ: 1398/9/27 ساعت: 2:31
تعلقتعلق احساسییا تعلق مکانیوقتی ک احساس کنی هیچکدومشو نداریتنهایی ات طاقت فرسا میشه
هنوز هم ... - تاریخ: 1398/8/18 ساعت: 11:46
هر از گاهیبرای آنان که دوستشان داری،نشانهای بفرستتا به یادشان آوریکه هنوز برایت " عزیزند "...!#شکسپیر✦_✦
بگو کجایی عزیزم - تاریخ: 1398/8/18 ساعت: 11:46
بگو کجایی عزیزم ؟ بگو کجای جهان ؟مرا از این همه دلشوره زودتر برهانمرا ببر به زمانی که حال من خوب استنه چشم من که لبانم از عشق مرطوب استمرا ببر به زمانی که غصه هایم مردکه هر که عشق تو را دید حسرتم را خ
دستاش - تاریخ: 1398/8/18 ساعت: 11:46
رو تخت دراز کشیده بود. دستامو بردم تو دستای خالیش ولی جمع نمیشدن که با دستام جفت بشهکف دستاش هنوزم زبر بود ولی خیلی تمیز تر شده بودن و پوستش ور میومدبا اون دستم انگشتاشو جمع کردم تا دستام تو دستاش پنهون بشهآخرین باری بود که دستاشو گرفتم ولی دستامو نگرفتمفهومی بنام پدرهنوز غم از دست دادنت اذیتم می کن...
شماره خاموش - تاریخ: 1398/8/18 ساعت: 11:46
بعضی وقتا شریک خاطراتت فقط یه شماره ی خاموشه
لشکر - تاریخ: 1398/3/3 ساعت: 21:36
میگه آدم که عاشق میشه انگار یه لشگر بهش حمله کرده در مقابل عشق آدم اونقدر بی دفاع میشهمیگم چشمای بی فروغ آدمی ک شکست عشقی خورده رو ندیدیلشگری که له کرده رفته و اون مونده برای چی و از همه مهمتر با کی سوگواری کنهنتونی با کسی درد و دل کنی دیگه بدترسیخ داغ تو قلبمهجگرم سوختاحساس می کنم سرب داغ میریزن تو...
دیگه جایی ندارم - تاریخ: 1398/3/3 ساعت: 21:36
دیگه نه جایی دارم تو این خونه نه جایگاهیبد روزگاری برام ساختچرا مامان باید این حرفا رو هی هر بار بهم بگه و نتونم با هیچ کس درد و دل کنمالبته تقصیر خودمهحقمهرو هر کسی نباید حساب باز کرداز بار سنگین حرفا دارم خفه میشمکجا برم جایی ندارم
لبخند & اشک - تاریخ: 1398/3/3 ساعت: 21:36
ما لبخند آدمایی رو دوست داریم ببینیم که فقط بلدیم اشکشونو در بیاریم
تصورات بچگی - تاریخ: 1398/3/3 ساعت: 21:36
بچه که بودم فکر میکردم اگر زنها، مردا رو ترک کنن خیلی زجرآورترهنمیدونم ولی احساس میکردم مردا خیلی اذیت میشنبخاطر همین ب خودم قول دادم هیچ وقت ترکش نکنم حتی اگر خیلی اذیت شدم مگر اینکه اون برهخب رو حرفم موندماما الان بنظرم برا زنها سخت ترهعلی الخصوص وقتی مجبوری سکوت کنی
ماهی شب عید پارسال - تاریخ: 1398/3/3 ساعت: 21:36
یادمه پارسال عجله داشتی بری ماهی شب عید خونه برادرت بخوریتازه اومده بودی و چقدر وقت بود ندیده بودمت و یه عالمه دلم برات تنگ شده بودمیخاستی بری اونجاخیلی دلم میخاست باهات بیام ولی خبالان دیگه دلم ماهی شب عید نمیخاد
یاد باد - تاریخ: 1398/3/3 ساعت: 21:36
یاد باد آنکه ز ما وقت سفر یاد نکردبه وداعی دل غمدیده ی ما شاد نکردآن جوان بخت که می زد رقم خیر و قبولبنده پیر ندانم ز چه آزاد نکرد
آدم نیارز - تاریخ: 1398/3/3 ساعت: 21:36
بهش گفتم ک م م ر ض ا دختره رو عقد کرده بهم گفت ی آدم نیارز رو با من مقایسه نکن الان اون آدم نیارز رو قول و قرارش با دختره موند و هفته ی پیش عروسیش بود خوشبخت باشند.
خواب - تاریخ: 1397/12/11 ساعت: 14:30
اون سری یسری خواب دیدم ک مریض بودیبزور خودمو راضی کردم تا به یک بهونه حالتو بپرسم و واقعا حالت خیلی بد بود اونقدی که دلم ریش شد و زنگ زدم ولی جواب ندادی. که صدامو نشنوی. طوری نی من که دلم شکست اینم روش.الانم باز یسری خواب دیدم امیدوارم حالت خوب باشه و کسی باشه مواظبت باشه تو مملکت غریب!دیگه این سری ...

برچسب‌های مرتبط

حرف دل | حرف دل من | حرف دلتنگی | حرف دلم سامان جلیلی | حرف دل عاشق به معشوق | حرف دلم | حرف دل شکسته | حرف دل با خدا | حرف دل عاشقانه | حرف دل کوتاه